۱۳۸۹/۰۸/۱۰

حذف یارانه ها

واقعاً چه خواهد شد؟ کشور ایران را مانند یک ساختمان فرض کنید.این ساختمان دارای لوازم کافی برای مقابله با زلزله نیست.حال با حذف یارانه ها چه رخ می دهد؟ در کشور ما سالها مردم با یارانه زندگی کردنده اند و به این شکل زندگی عادت کرده بودند.ساختار حقوقی،تجارت و بازار داخلی،تجارت بین المللی،خدمات،آموزش و غیره همه و همه با این ساختار هماهنگ شده.مثلماً تغییر این رویه یک شک عظیم به این ساختار زندگی وارد می کند و جامعه خود بخود (مانند یک موجود زنده) تلاش می کند خود را با این وضع هماهنگ کند و در پی آن اصناف مختلف ساختار خود را عوض می کنند که در مراحل اولیه بی نظمی های فراوانی موجود خواهد بود.این گفته را می توان به وضوح در رخ داد های مشابه آن در جهان مشاهده کرد .مشکل اصلی این است که در کشور ما برخلاف کشورهایی که ما استاندارد مصرف انرژی را آنها ملاک قرار می دهیم دارای ساختار دیگری هستند و به آن عادت کرده اند. لوازم مصرف کننده انرژی در این کشور ها با مشابه خود در کشور ما تفاوتی فاحش دارند.درآمد مردم ما در مقابل ساختار ما تنظیم شده و با درآمد آنها متفاوت است. و باز اگر کمی بیشتر بنگریم موارد فراوانی از این دست خواهیم یافت. دولت رفسنجانی و خاتمی قصد داشتند یارانه ها را با یک روند تقریباً نامحسوس از جامعه حذف کنند تا شکی به جامعه وارد نشود،چرا که اعتقاد داشتند که جامعه ایران آمادگی چنین حالتی را ندارد و ایجاد چنین حالتی به زمان زیادی نیاز دارد و این خود یک پروژه تدریجی و دراز مدت را می طلبد.در طی این زمان آرام آرام جامعه هم با تغییر و تحولی که به صورت تدریجی رخ می دهد در پی حذف تدریجی یارانه ها و برای همین به شدت کمتر از حذف یکباره یارانه ها محسوس خواهد بود.البته این عمل خود تورم و بی نظمی بازار را در پی خواهد داشت که اجتناب از آن ممکن نیست و با ید آن را تحمل کرد و با تدابیری جلوی فراتر رفتن از حد تحمل آن را گرفت.البته قابل ذکر است که این بی نظمی و تورم تفاوت فاحشی دارد با تورم و بی نظمی ای که در پی حذف یکباره یارانه ها رخ می دهد.حذف یکباره یک دوره بی نظمی را ایجاد می کند که مانند یک زلزله هشت ریشتری هست در مقابل زلزله چهار و سه دهم ریشتری حذف تدریجی یارانه ها.این عمل یک دوره به شدت متفاوت ایجاد می کند.البته گفتنی است که جامعه اقتصادی مانند یک موجود زنده عمل می کند و در این دوره درست است که بی نظمی هایی برای اینکه هر صنف خودش را با موقیت حال هماهنگ کند رخ می دهد،اما کم کم خود جامعه اقتصادی شروع می کند به رفع این بی نظمی ها.میزان سرعت این عمل و زمان شروع آن بستگی دارد به وضعیت علمی و اقتصادی جامعه.یقیناً این ساختمان اقتصادی تا حدود زیادی توسط این زلزله فرو خواهد ریخت، بعد حکومت و جامعه اقتصادی در پی جلوگیری از ریزش بیشتر آن بر می آید و در اواخر ریزش شروع به بازسازی خواهد شد و ساختمان تخریب شده باید بازسازی شود که هزینه ای هنگفت خواهد داشت و دولت های پیشین برای جلوگیری از رخ دادن یک دوره ی بی نظمی عظیم و هزینه های بعد از آن سعی کردند روند حذف یارانه ها را تدریجی انجام دهند از دید من اگر این کار به شکل قبلی(هرچند با سرعت بیشتری) انجام می شد بهتر بود.در این شکل جامعه وقت بیشتری داشت که خود را با این حذف هماهنگ کند و پیامدهای آن یک دوره تزلزل ایجاد نمی کرد. اگر یک سازمان برای گرفتن افسار بازار (به شکل محکم ) ایجاد می شد خالی از سود نبود و اگر قبل از این عمل مردم را عادت می دادند با موارد آزمایشی و همچنین اگر در مکان های لازم یارانه دهی(حمل و نقل،خدمات و ...) تدابیری اندیشیده می شد (مانند ریختن یارانه به کارت الکترونیکی فرد و اجازه برداشت نداشتن و تنها در مکان ارائه یارانه بتوان از دستگاه کارت خوان یارانه یارانه کلا یا خدمات را توسط آن پرداخت و راه کارهای معقول دیگر که به ذهن می رسد) از تبعات این شک به شدت می کاست و همچنین اگر قبلاً شروع می شد و این ساختمان اقتصادی را در مقابل این زلزله مقاوم تر می کردند.علاوه بر اینها حتماً باید بعد از حذف یارانه ها سعی شود خیلی سریع سطح درآمد طبقات مختلف جامعه اقتصادی را مشابه سازی کنیم با همان جامعه هایی که حذف یارانه را از آنها کپی پیست می کنیم علی راه انجام 8.8.1389

۱۳۸۸/۱۰/۰۸

محاسبه تورم

براى محاسبه تورم بايد يك كالا را كه در دو زمان مورد مقايسه داراى ارزش يكسان است،انتخاب كرد و كالاهاى مورد مقايسه را بر اساس آن ازش يابى كرد.آنگاه ميانگين ارزش اين كالاها در سال اول را با ميانگين ارزش همين كالاها در سال دوم مقايسه كرد . اما در شرايط كنونى كه كالايى با شرط لازم ثابت بودن از لحاظ ارزشى در دو زمان مورد مقايسه(مانند يك سال) پيدا نمى شود،بايد نخست كالايى را يافت كه در دو زمان مورد مقايسه داراى نوسان ارزشى اندكى نسبت به ديگر كالاها است.مشكل ديگر اينجاست كه با چه چيزى اين كالا را مقايسه كنيم كه مقدار نوسان ارزش اين كالا را بدست آوريم تا مقادير نوسان اين كالا باعث نشود كه ما دقت عمل نداشته باشيم در محاسبات. در حال حاضر تنها مى توانم بگويم كه چيزى به ذهنم نمى رسد.اما بايد بگويم براى محاسبه نرخ تورم يك راه ديگر است.مى توان با در نظر گرفتن يك نرخ درآمدى-مانند درآمد خط فقر-و مقايسه هر دو ميانگين با هم نسبت به اين نرخ درآمدى به نرخ تورم دست يافت تقريبا.اما باز بايد اين نرخ درآمدى را هم با كالايى سنجيد كه داراى نوسان نباشد يا داراى نوسان اندك باشد

۱۳۸۸/۱۰/۰۳

آیا کاهش ارزش پول همان تورم است؟

اگر به شیوه محاسباتی کشور ایران نگاه کنیم خواهیم دید که تقریباً صد کالای اساسی را ملاک محاسبه قرار می دهد و تورم را از تفاوت میانگین دو سال پیاپی به دست می آورد. حال به این نکات توجه کنید. 1- پول را به عنوان یک کالا در نظر بگیریم که در مقابل یک سری خدمات یا در عوض کالا یا کالاهایی به فرد یا افرادی داده می شود . در یک زمان معین یک فرد در مقابل میزان خدمات معین میزان معینی خدمات یا کالا دریافت می کند.اگر در دو سال پیاپی میزان ارزش دریافتی ها در مقابل پرداختی ها تغییر نکند،امّا در این دو سال اگر میزان دریافتی ها را با پول محاسبه کنیم در یک سال مقداری شود و در سال دیگر مقداری دیگر(یعنی با هم تفاوت داشته باشند مقادیر)؛اگر مقدار سال اول بیشتر از سال دوم باشد صعود ارزش پول را داریم و اگر مقدار سال اول کمتر از سال دوم(بعد) باشد ما کاهش ارزش پول را داریم.در فرض دوم می گوییم که کاهش ارزش پول را داریم برای اینکه باید برای مقداری معین کالا که در دو سال پیاپی کاهش ارزش ندارند،در سال دوم مقداری بیشتر پول پرداخت کنیم.اگر ما کاهش ارزش کالا را نداشته باشیم و کاهش ارزش پول را،پس چه چیزی باعث این تغییر شده که باید مقداری بیشتر پول پرداخت کنیم برای کالایی که هنوز در ارزش قبلی خود مانده. 2- در جهان امروز به دلیل تفاوت روش های تولید کالا و رشد روز افزون علم ساخت ابزار آلات تولیدی و علوم وابسته به تولید کالا و ارائه خدمات روز به روز ارزش کالاها و خدمات در حال تغییر است.کالاها و خدماتی که در دو زمان با یک کیفیت ساخته می شوند با توجه به شیوه ساخت قیمت های متفاوتی را دارند .از این گذشته کیفیت کالاها در حال تغییر است و به گونه ای است که حتی کالا یا خدمات دریافتی در یک سال را در بعضی مواقع به هیچ وجه نمی توان دارای یک ارزش دانست.بعضی کالاها هم در زمانی کوتاه تر از یک سال هم دارای تغییر ارزش هستند.برای نمونه به شیوه و علم ساخت و ارزش کالاهای مانند تلفن همراه ،گندم،شیر،لباس،کفش و غیره نگاه کنید.اگر درست توجه کنید خواهید دید که چه تغییری حاکم است و در بعضی کالاها تغییر ارزش حتی به هفته و در بعضی موارد به روز است. اگر مقدمه ای دیگر را برای درک این موضوع به نظرتان می آید را هم برای خود در نظر بگیرید. 3-ما در جایی تورم داریم که ارزش خدمات و کالاهای دریافتی از کالاها و خدمات پرداختی برای جامعه بیشتر شود و افراد جامعه در مقابل دریافتی معینی در زمان دوم مجبور به پرداخت بیشتری شوند.یعنی به عبارتی ارزش پرداختی های آنها در مقابل دریافتی های آنها کمتر شود در زمان دوم. به کاهش ارزش دریافتی ها در مقابل پرداختی ها در دو زمان رکود می گویند. در اینجا نکته مورد توجه این است که حتماً باید کالا و خدمات مورد نظر دارای کاربرد یکسان و مزایای یکسان باشند و روش ساخت یکسان و هزینه ساخت یکسان از لحاظ ارزشی. در جهان امروز که نه روش یکسان در دو زمان متفاوت برای تولید کالا داریم و نه کاربرد یکسان(در دو زمان متفاوت از کالاها برای کاربردهای گوناگون و متفاوت یا کمتر و بیشتری استفاده می کنند) و نه هزینه ساخت یکسان از لحاظ ارزشی باید نرخ تورم را چگونه به دست آورد؟آیا نباید تمام متغییر ها را در محاسبات نرخ تورم دخیل بدانیم؟آیا با کاهش ارزش پول به تنهایی می توان به نرخ تورم به تنهایی دست یافت. حال آیا می توان تورم را با کاهش ارزش پول یکی گرفت؟ آیا این احمقانه نیست که چنین شیوه محاسباتی را در علم امروز به کار ببریم و ادعای علم ما گوش فلک را کر کند؟ آمریکا و سرمایه داران بزرگ در این مدتی که گذشت توسط همین روش محاسباتی ناقص تبلیغاتی جالب راه انداختند و با محاسبه ارزش نفت بر حسب دلار کشورهای تولید کننده را تحت فشار قرار دادند با به کارگیری جو عمومی.دولت ایران هرگاه نرخ های تجاری خود را اعلام می کند جالب است که دیده نمی شود متغییر ها در این نرخ مورد توجه قرار گرفته باشند.

آیا نرخ کاهش ارزش پول برابر با نرخ تورم است؟

اگر به شیوه محاسباتی کشور ایران نگاه کنیم خواهیم دید که تقریباً صد کالای اساسی را ملاک محاسبه قرار می دهد و تورم را از تفاوت میانگین دو سال پیاپی به دست می آورد. حال به این نکات توجه کنید. 1- پول را به عنوان یک کالا در نظر بگیریم که در مقابل یک سری خدمات یا در عوض کالا یا کالاهایی به فرد یا افرادی داده می شود . در یک زمان معین یک فرد در مقابل میزان خدمات معین میزانی معین خدمات یا کالا دریافت می کند.اگر در دو سال پیاپی میزان ارزش دریافتی ها در مقابل پرداختی ها تغییر نکند،امّا در این دو سال اگر میزان دریافتی ها را با پول محاسبه کنیم در یک سال مقداری شود و در سال دیگر مقداری دیگر(یعنی با هم تفاوت داشته باشند مقادیر)؛اگر مقدار سال اول بیشتر از سال دوم باشد صعود ارزش پول را داریم و اگر مقدار سال اول کمتر از سال دوم(بعد) باشد ما کاهش ارزش پول را داریم.در فرض دوم می گوییم که کاهش ارزش پول را داریم برای اینکه باید برای مقداری معین کالا که در دو سال پیاپی کاهش ارزش ندارند،در سال دوم مقداری بیشتر پول پرداخت کنیم.اگر ما کاهش ارزش کالا را نداشته باشیم و کاهش ارزش پول را،پس چه چیزی باعث این تغییر شده که باید مقداری بیشتر پول پرداخت کنیم برای کالایی که هنوز در ارزش قبلی خود مانده. 2- در جهان امروز به دلیل تفاوت روش های تولید کالا و رشد روز افزون علم ساخت ابزار آلت تولیدی

۱۳۸۸/۰۸/۱۴

http://rahkarhayesyasi.blogspot.com/ http://hotpep159.blogspot.com/

پند و اندرز

اگر به متن های پیشین نگاه کنیدیک مشکل را خواهید دید.آن این است که در نرخ تورم را برابر همان کاهش ارزش پول همان سال مورد مقایسه با سال قبل نگرفته ایم.در واقع برای به دست آوردن نرخ تورم از تعدادی کالای مشخص که اساسی هستند استفاده می کنند .و نسبت این دو با هم را نرخ تورم می گویند .یعنی اگر به فرض 20 درصد نرخ تورم باشد یعنی ارزش پول یک سال 20 درصد نسبت به سال پیش کمتر شده در مقابل میانگین قیمت کالاهای معین. اگر درست فهمیده باشید این یک بازی و یک فریب است.من با کمک این عمق فهم چند نفر از دوستان را مورد آزمایش گذاشتم.چند نفر از این دوستان دکترا های مختلف داشتند.البته من فقط برای فهمیدن عمق درک این کار را کردم. کسی که بتواند این موضوع را که بیان کرده ام بیابد و اشتباه کار را بفهمد ،قطعاً یکی از بهترین افرادی است که قدرت تحلیلی خوبی دارند.(البته اگه کسی آنها را راهنمایی نکند.)اما اگر کسسی بتواند بین تورم و کاهش ارزش پولی که در متن های قبل ذکر کرده ام و این معادله (m=X+X(y+(y^2)+(Y^3)+(Y^4),...) رابطه برقرار کند قطعاً از قدرت تحلیلی خوبی برخوردار می باشد.البته از این بازی می شود در بازی های سیاسی هم بهره برد.البته نباید در جلسه های علنی و جلسه هایی که احتمال دارد از آن به عنوان مدرک استفاده شود بهره برد. واقعیت امر اینگونه است که هر بیست درصد کاهش ارزش پول یعنی بیست درصد تورم و برای محاسبه باید بیست درصد پول امسال به پول مانده از سال قبل افزوده شود تا پول مانده برابر شود از لحاظ ارزشی با پول سال قبل(قدرت خریدش شود) خوب حالا باز چه معلوم .شاید این بار دارم باطزی می کنم با شما و دفعه قبل راست می گفتم و اکنون در پی فریب شما هستم.می توانید به من بگویید که کدام فریب و بازی است و کدام حقیقت؟ !!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!! حالا یه فرمول براتون می نویسم تا بدونید چی به چی هست. ΣX/N=M برای مشخص کردن میزان تورم نخست باید تعدادی کالا را که برای جامعه اساسی است و مورد مصرف مردم در سال های پی درپی است ،انتخاب کرده و میانگین قیمت آنها را به دست آورد.در کشور ما کالا هایی مانند گندم، برنج و مانند اینها را برای این کار انتخاب می کنند.معمولاً 100 تا 150 کالا برای این کار در نظر گرفته می شود.تعداد و نوع این کالاها یکی است و تغییر نمی کند. حال اگر ما بخواهیم نرخ تورم را به دست بیاوریم می توانیم میانگین قیمت کالا های یک سال را منهای میانگین قیمت همان کالا ها در سال قبل (یک سال قبل)کنیم و حاصل را بر میانگین سال قبل تقسیم کنیم و حاصل را با درصد نشان می دهیم. M=میانگین قیمت کالا های امسال ، H= میانگین قیمت کالا های سال قبل ((M-H)/H)*100%=میزان تورم به درصد اگر درست به فرمول نگاه کنیم خواهیم دید که در اصل فرمول محاسبه برای به دست آوردن میزان پول هم ارزش یک سال با سال دیگر از رابطه زیر به دست می آید H+H*(میزان تورم)=M در مورد بقیه زیان های تورم بی شک باید گفت که حقایق هستند .تنها شوخی من همین نکته بود.

۱۳۸۸/۰۳/۲۱

نسخه دوم ریشه های تورم در ایران

ريشه هاي تورم اگر ما به نرخ گذاری نگاه کنیم خواهیم دید که نرخ گذاری یک روند طبیعی است که بر پایه پیشبینی آینده با کمک از گذشته انجام می گیرد.یک فروشنده باید سود و هزینه ها را از سود ناخالص کم کند و این هزینه ها شامل هزینه برای تامین کالا برای فروش در دوره فروش بعدی هم می شود.ایشان نمی خواهد از سود خود بکاهد و بر هزینه برای تامین کالای دوره بعد بگذارد.پس ایشان باید کالا را با نرخی بفروشد که بتواند در آیند حداقل مقدار کالایی به مقدار ارزش کالای همین دوره فروش خریداری کند برای دوره بعد.ایشان به هیچ وجه نمی خواهد که سطح فروش ایشان از لحاظ ارزشی تغییر کند.البته باید به این گفته افزود که ایشان همچنین نمی خواهد که سطح زندگی خود را پایینتر ببیند(یقیناً در فکر بالابردن آن هم هست).پول مدام در حال کاهش ارزش است و این را با توجه به مقایسه قدرت خرید پول در دو زمان متفاوت می توان به سادگی دید.کالاهای موجود هم هر روز در حال نوسان و تغییر ارزش هستند، که به دلیل تفاوت در روش تولید و یا مسائل دیگر مانند سیاسی، خشکسالی و... است این مورد.تقریباً کالایی نیست که بتواند جای پول را برای پس انداز طولانی مدّت بگیرد بجز زمین.زمین هم که بعضی ویژگی ها را داراست؛از جمله کم بود زمین مطلوب،تنها عدّه ای نیاز به فروش دارند،همه خواستار فروختن به قیمت بیشتر هستند،در همه جا نمی توان زمین خرید و... . پس زمین روز به روز در حال افزایش ارزش است.با توجه به شرایط امروزه روز به روز بر تقاضای زمین افزوده می شود.عرضه کم و تقاضای زیاد(عدّه ای برای نیاز های روز مرّه و عدّه ای برای پس انداز). با توجه به اینکه یک کالای مشخص و با ثبات تقریبی ارزش وجود ندارد برای تشخیص ارزش کالاهای مختلف ،دایره احتمالات باز شده و کار را پیچیده تر می کند.هرچه این دایره بازتر باشد نرخ گذاری هم نامنظم تر است.هیچ کس هم که نمی خواهد که احتمالات کوچک را برای نرخ گذاری بکار برد. باید به این موضوعات شوک های نامنظم دولت به این چرخه نرخ گذاری را هم افزود.دولت با تغییراتی که در بازار انجام می دهد (مانند: افزایش قیمت یک کالا که به تمام کالاها تقریباً مرتبط است مانند بنزین و یا افزایش حقوق و مزایای یک قشر جامعه که در میزان خرید بازار در میان قشر های مؤثر است و...) این شک ها را بوجود می آورد .این به دلیل تقریباً غیر قابل پیشبینی بودن و نداشتن نظم از لحاظ زمانی است.ورود این شک ها به بازار یعنی بازتر و بی حصار شدن دایره احتمالات و پیشبینی آینده. دولت ما هم که برخورد شدید و منظم با نرخ گذاری های غیر واقعی و غیر منظم ندارد(البته با طرح کارت کالا یا همان شناسنامه کالا می توان تا حدی این کار را بهتر به عمل رساند).باز هیچ کس به دنبال زیان نیست و همه به دنبال برگرداندن حالت به وجود آمده به روند عادی هستند تا از پایین آمدن سطح ارزش سرمایه خود و سطح زندگی خود جلوگیری کنند.البته باید افرادی را که از آب گل آلود ماهی می گیرند را هم افزود که اوضاع را بدتر می کنند. اگر دولت بخواهد زمین را از دور بیندازد ،یقیناً جو اقتصادی منتظر نمی نشیند و کالا یا کالاهای دیگر را برای پس انداز طولانی مدت پیدا خواهد کرد. البته اينجا كه ارزش ها در حال تغييرند شايد نتوان نام تورم را به كار برد.زيرا تورم يعني بالا رفتن ارزش كالاها.